برچسب:
نویسنده: هیراد صالحپور
چند روزه که پدربزرگم دیگه بین ما نیست، اصلا یهویی شد یه ربع قبل اینکه فوت بشه روبروش نشسته بودم و اشکام بدون اینکه بفهمم پایین می ریخت انگار نمی شناختمش اون پدربزرگی که همیشه محکم راه می رفت رو نمی دیدم بدتر از همه بی قراری های مامان بود که حالمو دو برابر دگرگون می کرد. زندگی رو خط خاکستری خودش داره پیش میره همراه بالا و پایینای بی نهایتش دارم تلاشم رو می کنم توی مسیر بمونم اما خب رضایتی ندارم از وضعیت.
برچسب:
نویسنده: هیراد صالحپور
برچسب:
نویسنده: هیراد صالحپور
برچسب:
نویسنده: هیراد صالحپور
برچسب:
نویسنده: هیراد صالحپور
برچسب:
نویسنده: هیراد صالحپور
برچسب:
نویسنده: هیراد صالحپور
برچسب:
نویسنده: هیراد صالحپور
برچسب:
نویسنده: هیراد صالحپور
برچسب:
نویسنده: هیراد صالحپور
برچسب:
نویسنده: هیراد صالحپور
برچسب:
نویسنده: هیراد صالحپور