خرید بک لینک
ک
بزرگ‌نمایی

اومده بهم میگه تا حالا شده تو جمع خودتو شاد نشون بدی اما همینکه تنها بشی ورژن غمگین خودت رو نشون بدی؟ یه لبخند ریز زدم و گفتم میفهمم چی میگی. نگفتم که من سالهاست همینطورم سالهاست که سین نون توی تنهایی با سین نون توی جمع فرق میکنه انقدر که براش عادت شده که دیگه حتی وقتی حالشم بده غیبش میزنه چون عادت نداشته که حرف بزنه ترجیح داده همه رو تو خودش بریزه ترجیح داده ساکت بمونه تا بگذره.

یه مسله توی روانشناسی هست که اگه شما حالت بده لازم نیست خودتو سرزنش کنی بزار یه مدت با همین حال بد شناخته بشی ولی اینجا یه اما وجود داره میگه که نباید بزاری این حال بد یا این سبک زندگی بد برات عادت بشه، میگه که غم یا مشکلی که هست رو همون‌جوری بپذیر راجبش مبالغه نکن نیا بگو وای من اینجوری شدم اونجور شدم فلان اتفاق برام افتاده اگه راجبش هم صحبت میکنی در همون حد اتفاق صحبت کن شاخ و برگش بهش نده(یا به قول معروف پیاز داغشو زیاد نکن :) )و برای بهتر شدن حالت یه نقطه امن درست کن حالا این نقطه امن اون کاریه که دوست داری انجام بدی می تونه باشه مثلا می تونه پیاده رویی باشه، کتاب خوندن باشه، ساختن چیزی باشه، فیلم دیدن باشه، یاد گرفتن چیز تازه، و... که اگه از همه جا خسته شدی بری سراغ نقطه امنت و میگه لزوما زندگی اینجوری نیست که تو باید همه زندگی و مسیرش رو بر پایه علاقت بچینی، باید دید منطقی به زندگی داشته باشیم چون بعضی وقتا ما مجبوریم یکاری رو انجام بدیم مثلا نمی تونیم بگیم چون علاقه ای به مدرسه و درس ندارم پس باید کنارش بزارم یا چون از محیط محل کارم خوشم نمیاد دیگه سر کار نمیرم. اینجا باید منطقی بود تو مجبوری کار کنی چون نیاز به درامد داری یا نیاز داری درس بخونی تا بی‌سواد نباشی اما بین همه اینا همون مساله نقطه امن مطرح میشه که باید یکی دو تا کار توی زندگی طبق علاقت داشته باشی.

فعلا همین...



برچسب: نویسنده: هیراد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 16:22

صفحه بندی